شاید به نظرمان, مهم است که دانش آموزان  خودشان را با هنجار های جامعه هماهنگ کنند،چون در غیر این صورت مشکل به وجود خواهد آمد.

شاید دلایل معقولی نیز داشته باشیم برای اینکه دانش آموزمان  بخواهیم برخی از کارها را انجام ندهند.گاهی اوقات اگر دانش آموزمان کاری را مدام انجام دهد ممکن است ناراحت کننده باشد.کمی ارامش و سکوت میخواهیم یا میترسیم که مدیر مدرسه تذکر بدهد, به همین دلیل با تنبیه دانش آموزانمان میکوشیم تا از بروز رفتار ناخوشایند آنان جلوگیری کنیم یا بازیگوشی آنها را مهار کنیم. نتیجه ی این رفتار ممکن است این باشد که آنها هرگز رفتاری را که به خاطر انجام ان تنبیه شده  اند ,تکرار نکنند. با این وجود, این رفتار دانش آموزان برگرفته از خواسته ی قلبیشان برای خوش حال کردن ما یا اینکه دیگر نمی خواهند بازیگوشیان را تکرار کنند,نیست,بلکه از احساس ترس,گناه و شرم ناهشی می شود.

دانش آموزان میترسند که دوباره تنبیه شوند .فکر میکنند که تقصیره آنها است که دیگران از دستشان خشمگین هستند و بدین ترتیب مسولیت احساسات و خواسته های دیگران را به عهده می گیرند.از این که کار نادرستی انجام داده اند,احساس شرم می کنند. اگر دانش آموزان پیوسته این واژگان را بشنوند که نادان, تنبل, ناسپاس و دستپاچلفتی هستند و به خاطر این تنبیه شوند,از وجود خود شرم می کنند و به مرور از باور و اعتماد به نفسشان کاسته می شود.